این ترانه با تکیه بر گویش بندرعباسی، عشقی زمینی را در بستری از روایتهای دینی و اسطورهای بازآفرینی میکند. شاعر با قرار دادن نام «راحیل» در کنار «یعقوب»، «اسرائیل»، «جبرئیل»، «صفورا»، «موسی» و «شعیب»، پیوندی میان عشق انسانی و مفاهیم قدسی برقرار میسازد؛ بهگونهای که معشوق نه صرفاً یک انسان، بلکه الهامبخش ایمان، وفاداری و صبوری جلوه میکند.
در کنار این ارجاعات، تصاویر بومی و روزمره مانند «مانتوی سیاه»، «کیف»، «سیزدهبدر»، «بهار» و واژگان اصیل بندرعباسی، ترانه را از فضای صرفاً نمادین خارج کرده و به زندگی مردم جنوب پیوند میزنند. این همنشینیِ عناصر مقدس و زیست بومی، از مهمترین ویژگیهای اثر است.
از نظر ساختار نیز تکرار ترجیعبند «یارُم اِسمِ او راحیل…» نقش محوری دارد و ضمن ایجاد انسجام موسیقایی، نام معشوق را به عنوان کانون عاطفی ترانه در ذهن مخاطب ماندگار میکند. در مجموع، این اثر نمونهای از تلفیق موفق فرهنگ بومی هرمزگان، زبان محلی و روایتهای دینی در قالب یک ترانه عاشقانه است.
درود بر استاد صالحی زاده عزیز
عالی لذت بردیم
این ترانه با تکیه بر گویش بندرعباسی، عشقی زمینی را در بستری از روایتهای دینی و اسطورهای بازآفرینی میکند. شاعر با قرار دادن نام «راحیل» در کنار «یعقوب»، «اسرائیل»، «جبرئیل»، «صفورا»، «موسی» و «شعیب»، پیوندی میان عشق انسانی و مفاهیم قدسی برقرار میسازد؛ بهگونهای که معشوق نه صرفاً یک انسان، بلکه الهامبخش ایمان، وفاداری و صبوری جلوه میکند.
در کنار این ارجاعات، تصاویر بومی و روزمره مانند «مانتوی سیاه»، «کیف»، «سیزدهبدر»، «بهار» و واژگان اصیل بندرعباسی، ترانه را از فضای صرفاً نمادین خارج کرده و به زندگی مردم جنوب پیوند میزنند. این همنشینیِ عناصر مقدس و زیست بومی، از مهمترین ویژگیهای اثر است.
از نظر ساختار نیز تکرار ترجیعبند «یارُم اِسمِ او راحیل…» نقش محوری دارد و ضمن ایجاد انسجام موسیقایی، نام معشوق را به عنوان کانون عاطفی ترانه در ذهن مخاطب ماندگار میکند. در مجموع، این اثر نمونهای از تلفیق موفق فرهنگ بومی هرمزگان، زبان محلی و روایتهای دینی در قالب یک ترانه عاشقانه است.
استاد صالحی زاده راوی عشق اسطوره ای
عالی بود مرسی♥️